امروز:
چهارشنبه سی‌ام عقرب (آبان) ۱۳۹۷
|
12 ربيع الأول 1440
|
Wed 21 Nov 2018

وجود بر اساس آنچه که در حکمت متعالیه آمده حقیقت واحد مشکک و ذو مراتب است که از بالا ترین و شدید ترین مرحله شروع می‌شود و به پائین ترین و ضعیف ترین مرحله خاتمه می‌یابد. و در هر مرحله‌ای به نحوی بروز می‌کند. بر این اساس، هر مرتبه‌ای از مراتبی که وجود در آن قرار دارد نحوی از انحاء وجود است.

این گستره‌ی طولی وجود است اما به حسب گستره‌ی عرضی، هر مرتبه‌ای یک گستره‌ی عرضی نیز دارد که هر کدام از افراد آن، نحوی از انحاء وجود به حساب می‌آید.

بنا بر این انحاء وجود را بدین صورت می‌توان شمرد:

۱ـ حقیقت وجود که در مقابل عدم قرار دارد. منظور از این حقیقت، ذات واجب الوجود که بالا ترین مرتبه‌ی هستی است نمی‌باشد بلکه مراد حقیقت وجود به معنایی است که هم واجب و هم ممکن را شامل شود.

۲ـ  بالا ترین مرتبه‌ی هستی که شدید ترین مرتبه‌ی آن است و از هر نوع نقصی مبرا است. البته اگر طبق مبانی عرفانی سیر شود چیزی بنام بالا ترین مرتبه‌ی‌ هستی وجود ندارد بلکه سراسر یک وجود است که ظهوراتی دارد که این ظهورات ظل آن حقیقت به حساب می‌آیند.

۳ـ هر مرتبه‌ای از مراتب هستی که بالا تر از مرحله‌ی زیر و پایین تر از مرحله‌ی بالا تر از خود است. این مراتب تشکیکی است؛ پس هر کدام نقطه‌ی مشخص ندارد، مراتب هستی مثل طبقه‌های ساختمان نیست که هر طبقه جایگاهش حد و مرز مشخص داشته باشد، بلکه مثل نور است که منبع نور، نورانی ترین بخش نور است و هر چه از منبع فاصله بگیرد نور کمتر می‌شود ولی این کم شدن نور به تدریج است به نحوی که هر مقدار فاصله حد و مرز مشخص ندارد بلکه به تدریج نور کم می‌شود نه آن به آن، مراتب نور مراتب پلکانی نست، مراتب سُرسُره ای است.

۴ـ خارجی و ذهنی بودن وجود هر کدام نحوی از انحای وجود است.

۵ـ در اسفار ماهیات نیز از انحای وجود دانسته شده است. ماهیات به یک اعتبار، امری جدا از وجود است و غیر آن است اما به اعتبار دیگر، از آن جهت که به عرض وجود، وجود پیدا می‌کند، موجود دانسته شده و نحوی از انحای وجود است.

۶ـ  تشخص، نیز از انحای وجود دانسته شده است. در اینکه تشخص به چیست، بحث است. طبق دیدگاه صدر المتألهین، تشخص به وجود است. در اسفار نیز خود تشخص، نحوی از انحای وجود دانسته شده است.

همان طور که بیان شد مراتب وجود پلکانی نیست. پس مراتب قابل شمار ندارد، پس بی نهایت مراتب وجود، داریم، و چون هر مرتبه، نحوی از انحای وجود است پس بی نهایت انحای وجود داریم، از سوی دیگر چون وجود بی نهایت است پس هر چه مراتب بالا برود پایان نمی‌پذیرد. پس از هر دید که نگریسته شود انحای وجود پایان ناپذیر است.

همه‌ی آنچه گفته شد بر اساس دیدگاه فلسفی صرف است وگرنه طبق مبانی عرفانی مراتب وجود معنا ندارد، وجود شدید و ضعیفی نیست بلکه یک وجود است با مراتبی از ظهورات.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

عناوين مرتبط